★فال يلدا با يه نيت ستاره اي★
| خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم | دل از پی نظر آید به سوی روزن چشم |
| سزای تکیه گهت منظری نمیبینم | منم ز عالم و این گوشه معین چشم |
| بیا که لعل و گهر در نثار مقدم تو | ز گنج خانه دل میکشم به روزن چشم |
| سحر سرشک روانم سر خرابی داشت | گرم نه خون جگر میگرفت دامن چشم |
| نخست روز که دیدم رخ تو دل میگفت | اگر رسد خللی خون من به گردن چشم |
| به بوی مژده وصل تو تا سحر شب دوش | به راه باد نهادم چراغ روشن چشم |
| به مردمی که دل دردمند حافظ را | مزن به ناوک دلدوز مردم افکن چشم |
+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی ۱۳۹۴ ساعت 9:30 توسط فرامرز رحمانی
|
معرفت و بصیرت عملی (ایمان؛عشق؛ایثار؛آزادگی)