بسم الله الرحمن الرحیم

    نبی اکرم(ص):((ان الحسین مصباح هدی و سفینه النجات))

عنوان مقاله

**((نمایش مذهبی شبیه خوانی در ایران))**

*((تعزیه))*

 *(شبیه حضرت عباس(ع)در حال گفتگو با سکینه(س)درمجلس حضرت عباس (ع) مسجد جبار شهرستان تاکستان-محرم-1389)*

     چکیده:

                هنر نمایش مذهبی شبیه خوانی(تعزیه) یک هنر ایرانی و اسلامی است که در طول عمر خود از هنرهای چون تئاتر،    نقالی،پرده خوانی و نمایشهای خیابانی اندک تاثیراتی گرفته است اما همیشه و در همه حال اصل و محتوا و قداست خود را حفظ نموده است، و به طرق مختلف با اندک تغییرات جزئی در سر تاسر ایران اسلامی چه قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و حتی در ادواری که اجرای آن (قبل از انقلاب اسلامی) ممنوع بوده است اصل پیام ومحتوای مذهبی خود را از طریق عاشقان اهل بیت (ع) بخوبی سینه به سینه و چه خطی و چه چاپی و چه کپی و حفظ کردن و آموزش پنهان به عاشقان و علاقه مندان ثابت واستوار نگهداشته است واز هنر موسیقی اسلامی و ادبیات و فن شعر در جهت ارائه و انتقال بهتر پیام سود برده است. و دیگر اینکه این هنر بواسطه قداست خود برای تک تک مردم ایران از با سواد و بیسواد  شناخته شده است.

   مقدمه:

                       بی شک قلم زدن در عرصه هنر و خصوصا هنر نمایش مذهبی شبیه خوانی که ارتباط مستقیم وآمیختگی  با بزرگترین واقعه تاریخ صدر اسلام  و اعتقادات  قلبی و ایمانی شیعیان  دارد، کاریست  بس صعب  و سخت، اما آنچه حقیر  را  بر آن داشت که به این  مهم در حد بضاعت خود  بپردازم ، علاقه  شخصی  و ارادت  قلبی به علمدار  دشت کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع) و سایر ائمه هدی(ع) و در ادامه مشاهده  نظرات مراجع  بزرگوار  تقلید و مخصوصا نظرات مقام معظم رهبری حضرت آیت اله خامنه ای(مدظله) و حضرت آیت اله ناصر مکارم شیرازی  وحضرت آیت اله نوری همدانی در خصوص شبیه خوانی بود که باعث شد با عشق و علاقه  بیشتری  به  این  امر  بپردازم  باشد که  مرضی خداوند  تبارک و تعالی  و ساحت  مقدس قمر منیر بنی  هاشم حضرت  عباس (ع)  قرار  گیرد.

                با اجازه از محضر اساتید وخبرگان شبیه خوانی (تعزیه) تذکر و یاد آوری دو مطلب ضروری مینماید که شاید در اکثر مقالات و نوشته ها و کتب چندان توجهی بدانها نشده است.مورد اول: نظر به اینکه دو معنی و مفهوم جداگانه  و حتی متفاوتی که از کلمه( تعزیه) و ترکیب ( شبیه خوانی) در ذهن متبادر میگردد، چنان که در ذیل بیان خواهد شد.و همچنین به صواب نزدیک بودن ترکیب شبیه خوانی به موضوع مورد بحث ما ((هنر نمایش مذهبی))و اینکه شبیه خوانی بیشتر و بهتر قداست معنوی ائمه هدی(ع) را القا مینماید، لذا توصیه  میگردد از بکار بردن تعزیه  بجای شبیه خوانی پرهیز گردد.

              مورد دوم: بحث ما در باره شبیه خوانی است که در درجه اول با نیت رضای خداوند تبارک وتعالی ودوما جهت اشائه فرهنگ و سنت ائمه(ع) و ذکر مصائب خاندان عصمت و طهارت برای آگاهی و تذکر عده ای اهل دل و عاشق اهل بیت رسول خدا(ص) و خصوصا حضرت امام حسین (ع)در مکانهای معتبر و توسط اشخاص عاشق وذاکرین که دارای ارادت خالص به ائمه هدی(ع) ونیت پاک و با هدف رضای خداوند تبارک وتعالی دارند اجرا میگردد، مد نظر است نه آن دسته دوره گردان بیسوادی که با چند بیت شعر ناقص و به جهت  امرار معاش خود، به هر بهانه ای مجلس عزای حسینی را با معرکه پهلوانی و نمایش اشتباه گرفته و در اوج احساسات پاک مستمعین تعزیه  را قطع کرده واز مستمعین طلب پول مینمایند وبقولی عاشق ابوالفضل(ع) را میجویند و شبیه خوانی را وسیله کسب و کار خود قرار داده اند. لذا عاجزانه از عموم محبان اهل بیت (س) و عاشقان و ذاکران ومسئولینی که دستی بر آتش دارند استدعا دارد این دو مقوله را از هم کاملا جدا دانسته وتفکیک نمایند، تا مبادا خدشه ای به ساحت مقدس ائمه (ع) و احساسات پاک و معنوی شبیه خوانان وذاکران اصیل و بی ریا و مستمعینی که بجهت کسب حال و هوای معنوی پای مجالس شبیه خوانی مینشینند تا یک بار دیگر خود وخانواده خود را تا ایام محرم وصفر سال آینده، بیمه معنوی حضرت عباس(ع) نمایند وارد گردد.

                        پیشاپیش بجهت بضاعت اندک وعدم تسلت علمی خود بر تمام جوانب این موضوع مهم، با این بیت از لسان الغیب حافظ شیرازی از خوانندگان محترم،پوزش و انتظار دعای خیر و بخشش دارد.

**(( همتم بدرقه راه کن ای طایر  قدس* *که دراز است ره مقصد و من نوسفرم ))**

          نظر مراجع بزرگوار تقلید:

               همچون دیگر سنت های مذهبی باید به هنگام اجرای تعزیه،(شبیه خوانی) موازین شرعی رعایت گردد و ارزش های معنوی آن پایمال نشود وچون سنتی دینی است باید مروّج و مبلّغ  فضایل، مکارم و خصال نیکو باشد؛ مردم را دین شناس  نماید  و روح  معنویت را در آنان تقویت کند، پس شبیه خوانی  در صورتی موجب خشنودی خدا و اولیای الهی است که در حدود بندگی پروردگار بوده و مشتمل بر دروغ، حرام و امور وهن انگیز نباشد. این مسئله مهم در فتاوای مراجع نیز مورد توجه ویژه بوده است.
                         شبیه خوانی و تعزیه، از دیدگاه فقهی و اعتقادی مورد بحث و بررسی عالمان شیعه قرار گرفته، برخی آن را تحریم و بعضی تجویز کرده اند. از  نظر علمای  شیعه، خدمتی برای حفظ اسلام بالاتر از  این نیست که  بدعت ها از  بین بروند وافکار موهوم، خرافی و مضامین سست از متون نوحه ها و شبیه نامه ها حذف شوند. در صورتی که جهات شرعی در شبیه خوانی رعایت گردد و تعزیه پیراسته از وهن و خرافات برگزار شود، بر آن اشکالی مترتب نمی باشد..

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

«باسمه  تعالی لازم  است  تعزیه  (شبیه خوانی) مطابق با  موازین  شرع باشد از جمله  آن  که محتوای آن را از کتب معتبر  بگیرند  مثلا  از منتهی الامال مرحوم حاج  شیخ  عباس  قمی  و از  روایات  ضعیفی که در کتب  معتبر نیست  بپرهیزند، و ما  برای  همه  عزاداران  حسینی دعا می کنیم. همیشه  موفق  باشید ناصر مکارم شیرازی»

***شبیه خوانی خوب***

(نظر مقام معظم رهبری حضرت آیت اله خامنه ای(مد ظله)

ما با شبیه خوانی موافقیم.مخالف نیستیم اما شبیه خوانی خوب. شبیه خوانی درست . شبیه خوانی منطبق با واقعیت. شبیه خوانی خوب است و مفید است به شرطی که درست منطبق با حوادث البته پیداست بیان نمایشنامه ای - که شبیه خوانی هم یک نوع تئاتر و نمایشنامه هست و خوب هم هست - این با بیان معمولی فرق می کند. هنرمندانه باید باشد . خوب باید باشد . در این شکی نیست اما دروغ تویش نباشد . خلاف واقع نباشد . حقایق را برای مردم بیان بکنند.

نظر حضرت آیت اله نوری همدانی(مد ظله)

           درتعزيه خواني درصورتيکه مطالب را صحيح بخوانندو از غنا اجتناب شود و از اجتماع  مرد و زن مفاسدي بوجود نيايد اشکالي ندارد و نواختن طبل و سنج نيز بطور متعارف مانعي ندارد و همچنين اگر عملي موجب کوچک شمردن اهلبيت‏عليهم‏السلام باشد اشکال دارد.

         پیدایش و پیشینه:

              تاريخ پيدايش شبیه خوانی( تعزيه) به صورت دقيق پيدا نيست، برخى با باور به ايرانى بودن اين نمايش آيينى،پاگيرى         آن را به ايران پيش ازاسلام به پيشينه سه هزار ساله سوگوارى بر مرگ پهلوان مظلوم داستانهاى ملى ايران نسبت داده و اين آيين را مايه و زمينه ساز شكل‏گيرى آن دانسته‏اند، و برخى ديگر با استناد به گزارشهايى پيداى آن را مشخصا از ايران بعد ازاسلام و مستقيم از ماجراى كربلا و شهادت امام حسين (ع) و يارانش مى‏دانند.  در ايران با ستان  آيين ها و مراسمي براي بزرگداشت و نيز سوگواري انجام مي شده كه شكلي نمايشي  داشته است كه از جمله مهم ترين آن ها، سوگ سياوش است. بايد گفته شود كه سوگ سياوش نمايش نبوده است بلكه تظاهرات مذهبي به شمارمي آمد، به اين معنا كه سوگواري بر سياوش تماشاگر نداشته است بلكه تمامي افراد حاضر درمراسم، اجرا كنندگان آن بوده اند واين متفاوت است با نمايش هاي اعجازي و رمزي كه به قصد اجرا، آماده شده و عده اي صرفا تماشاگر آن بوده اند. از پس چنين آيين هايي در دوره صفويه است كه ابتدا «نقالي» كه شيوه اي روايت تك نفره است در دو قالب مذهبي و حماسي رواج مي يابد وسپس پرده خواني كه طي آن نقاشي هم  به كمك روايت و راوی مي آيد، ودرنهايت شبيه خواني  شکل گرفته و پدیدار شده است.

                  از سوی فاصله ای حدود  سيصد(300) ساله  ابتدا در دوران زنديه  شكل گرفته و سپس  در دوره  قاجاريه به اوج      ميرسد.براي نشان دادن روند مختصر اين تحولات ميتوان محور روايت  سوگوارانه را براي آن بدين شكل پيشنهاد داد. در مقام مقايسه نيز مضامين اين نمايش ها به مضامين نمايش هاي اعجازي و رمزي نزديك هستند. در نتيجه، مهم ترين انواع نمايش هاي مذهبي ايران كه عبارتند از نقالي مذهبي، پرده خواني مذهبي و شبيه خواني(تعزیه)، قابل بررسي و شناسايي هستند که فارغ از تحولات تئاتر غرب ميتوانند به ياري پژوهش هاي كاربردي براي پژوهشگران اين عرصه ها آمده،و به تكامل خود ادامه دهند و شكلي از تئاتر ايراني را به منصه ظهور برسانند. ميتوان نمايش شبيه خواني (تعزيه)را كه درشكل سنتي آن صرفا اجرادر ميادين بزرگ روستاها و بخش هايي از شهرهاي بزرگ كنوني كه ويژگي هاي سنتي خود را حفظ كرده اند، در صحنه تئاتر به اجرا در آورد و برای این اجرا دو شکل را متصور بود.

1- مجلس با همان خصوصيات و ويژگي هايي كه در ميدان هاي خاكي اجرا مي شود، به صحنه بيايد و هدايتگر اصلي آن همان معين البكايي(شبیه گردان) باشد كه خود نيز در صحنه حضور دارد و همه تمهيدات در برابر چشم تماشاگر عيان گردد. چنين شكل اجرايي به ويژه در سال هاي بين 1360 تا 1375 در جشنواره نمايش هاي آييني - مذهبي كشورمان رخ مي داد و از آنجا كه گروه  شبیه خوانی (تعزيه) صرفا درارتباطي يك سويه با مخاطب قرار مي گرفت و مخاطب نيز روي صندلي هاي سالن تئاتر آرام گرفته و با آسودگي به مصائب خاندان اهل بيت(ع) مي نگريستند به هيچ عنوان احساسي را كه از ديدن مجا لس شبیه خوانی ( تعزيه) در ميادين دريافت مي كردند، نداشتند.

 2- فردي كه كارگرداني را از گذرزمان و تجربه و يا در حيطه آكادميك آموخته است يك مجلس را با تدوين ميزانسن هايي كه    مختص صحنه تئاتر يك سويه است و با تمهيدات و شگردهايي كه لزوما در صحنه نمايان نيست (مثل نورپردازي، موسيقي افكتيو و...) در معرض ديد مخاطبان قرار دهد و اگر لازم بود از بازيگران مجرب تئاتر به جاي شبيه خوانان سنتي سود ببرد. كه در اين صورت نمايشي همچون «خورشيد كاروان» بهترين مثال اين بخش خواهد بود. مخاطب خورشيد كاروان در واقع همان  مخاطب تعزيه است كه اين بار در سالن تئاتر نيز با توجه به نشانه هايي كه كارگردان برايش تدارك ديده با نمايش همراه مي شود و تحت تاثير آن قرار مي گيرد.

                در شكلي ديگر، كارگردان شيوه ها و شگردهاي موجود در نمايش هاي مذهبي را به خدمت مي گيرد و گاه با تغيير شكل دادن آنها، اجراي خود را به صورت تلفيق و تركيبي از نشانه هاي مستقيم نمايش هاي مذهبي و تكنيك هاي نوين تئاتر ارائه مي دهد. به گونه اي كه در گستره يك اجرا كه مخاطبان آن به طور عام با آن برخورد مي كنند و مي توانند يا با عنايت به موضوع ويژه نمايش و يا با توجه به سابقه كارگردان درعرصه تئاتر به ديدارآن بنشينند، شاهد صحنه هايي است كه مستقيما ازنمايشهاي مذهبي برداشت شده است همانند  روضه خواني، نوحه خواني و... اما جريان كلي نمايش مبنايي تئاتري  دارد.

3- شكل سوم تعامل نمايش مذهبي و تئاتر در واقع شكلي است كه عمدتا مرتبط با مضمون است ونه شيوه ها و شگردهاي اجرايي كه در نمايش هاي مذهبي ايراني كاربرد دارد. در واقع كارگردان اثردر اين شكل،حكايت يا واقعه اي را از تاريخ اخذ ميكند و براساس آن متني را نوشته وبه صحنه مي آورد.

***((صحنه جنگ شبیه امام با اشقیا))***

            شبیه خوانی(تعزیه)در لغت:                                                                                        (شبیه‌خوانی)، نوعی نمایش مذهبی و سنتی ایرانی شیعی، عمدتا درباره شهادت امام حسین(ع) و مصائب  اهل بیت علیهم‌ السلام  میباشد و چون اهمیت  هنرمندانه خواندن  اشعار در شبیه خوانی  بیش از  روش اجرا  و نمایش واقعه‌هاست، آن  را، در  قیاس  با روضه‌ خوانی، تعزیه‌خوانی نیز گفته‌اند.‌

          تعزیه از نظر لغت به معنی(اظهار همدردی ،سوگواری و تسلیت) است ولی به عنوان شکلی ازنمایش ریشه در اجتماعات و مراسم یاد کرد شهادت امام حسین (ع) در ایام محرم دارد و درطول تکامل خود بازنمایی محاصره و کشتار صحرای کربلا محور اصلی آن بوده وهیچ گاه ماهیت مذهبی اش را از دست نداده است. واژه(تعزیه/ تعزیت) در اصل به معنای توصیه به صبر کردن،تسلی دادن وپرسش از بازماندگان درگذشتگان و در برخی مناطق ایران مثلادرخراسان به معنای(مجلس ترحیم) است.در میان شیعیان غیرایرانی(درعراق و شبه‌قاره هند) لفظ تعزیه با وجود ارتباط با مصائب شهداءکربلا، به معنای (شبیه‌خوانی) به کار نمی‌رود،بلکه آنان تعزیه را به مراسمی نمادین اطلاق می‌‌کنندکه درآن دسته‌های عزاداری در طول مراسم،شبیه ضریح یا تابوت امام حسین(ع) را بردوش می‌‌کشند و هم در پایان روزعاشورا هم در روز اربعین آن را به خاک می‌‌سپارند. به نوشته (آنه ماری شیمل) در قرن سیزدهم/ نوزدهم در قلمرو سلطنت اوده در لکهنوی هند، تعزیه به منزله یکی از تماشایی‌ترین نمایشها،درحضور سلاطین برگزار می‌‌شد.وی مشخص نمی‌کند که این نمایش تماشایی چه بود وچه عناصری داشت.‌                             تعزيه، در لغت به معنى سوگوارى [تعزيت‏]، برپاى داشتن يادبود عزيزان از دست رفته، تسليت، امر کردن به صبر، و پرسيدن از خويشان مرده است؛ ولى دراصطلاح، به گونه‏اى ازنمايش مذهبى منظوم گفته مى‏شود که درآن عده‏اى اهل ذوق و کارآشنا درمناسبتهاى مذهبى وبه صورت غالب، درجريان سوگواريهاى ماه محرم براى باشکوه‏تر نشان دادن آن مراسم و يا به نيت آمرزيده شدن مردگان و يا براى نشان دادن ارادت و اخلاص بیش از اندازه به اوليا به ويژه اهل بيت پيامبر عليهم السلام، با رعايت آداب و رسوم و تمهيدهايى خاص و نيز بهره‏گيرى از ابزارها و نواها اکثر اتفاقات تاریخی بزرگ به ويژه واقعه کربلا را پيش چشم بينندگان بازآفرينند.از آنجا که شیعیان شهادت امام حسین (ع)را عملی مقدس و رهایی بخش میدانستند،اجرای مراسم محرم را نوعی تلاش به سوی نجات و فلاح به حساب می آوردند ، بعدها نیز پنداشتند که مشارکت در نمایشهای تعزیه ، خواه در ردیف بازیگران ،خواه تماشاگران،آنان را از شفاعت حسین (ع)در روز قیامت بهرمندخواهد ساخت. ب:از طرفی چون مردم پاک اندیش ایران ، به طرز خاصی پذیرای مذهب تشیع بوده اند، بنا به یک واقعه مهم تاریخی شهربانو مادر امام سجاد(ع)، دختر آخرین پادشاه سلسله ساسانی،یزدگرد سوم  در تهاجم مسلمان به ایران در عصر خلیفه دوم (عمر) به اسارت برده شد و به درایت حضرت علی(ع) که با فرزندان سلاطین ولو اسیر جنگی با احترام برخورد کرد،به  زوجیت امام حسین (ع) درآمد. مراسم سالانه ی سوگواری ماه محرم ، از دیرباز با شکوه و سوگنوا همراهی می شد و تماشاگران ، که در امتداد گذرگاها صف می کشیدند ، بر سینه می زندند و در حالی که دسته عزاداران از کنارشان می گذشت فریاد می زند حسین حسین شاه شهیدان حسین. در همان زمان که مراسم محرم در دوره حکومت صفوی رشد و توسعه می یافت شکل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدیدآمدکه نقل نمایشی زندگی و اعمال ،رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع  این نمایش دراساس ،هرچند هم اندک، همیشه درارتباط با واقعه کربلابود،این داستانها ازکتابی فارسی به نام روضه الشهداء یا(بهشت شهیدان)گرفته میشد واز اوایل سده  شانز دهم به بعد درمیان شیعیان به گونه ای گسترده انتشار یافت.روضه خوانی یا قرائت کتاب روضه الشهداء برخلاف اجتماعات محرم ساکن بود،نقال (ذاکر،مداح) معمولابرمنبر یا سکویی بلند مینشست وتماشاگران،درپیش پا یش به صورت نیم دایره گرد می آمدند. 

**((شبیه شمر در مجلس جناب حر(علیه رحمه) مسجد جبار شهرستان تاکستان-محرم-1389))**

                   تعزیه نامه:

               صرف نظر از کتاب های تاریخ و مقتل (کتابهایی در شرح شهادت امام حسین(ع)واصحاب آن حضرت)،منظومه های حماسی مذهبی درباره شهادت امام حسین(ع)و مصائب اهل بیت(ع)،از مهمترین منابع تعزیه نامه هاست.برخی ازمنظومه های مهم حماسی مذهبی اینهاست:خاوران نامه ازابن حسام قهستانی خوسفی که سرودن آن در۸۳۰ خاتمه یافته است،حمله حیدری سروده میرزا محمد رفیع خان باذل مشهدی (متوفی ۱۱۲۴(،و سروده های مذهبی محتشم کاشانی،وصال شیرازی وشمس الدین محمدکاتبی.ظاهراً مهمترین منبع تعزیه نامه ها کتاب منثور روضه الشهدا نوشته کمال واعظ کاشفی سبزواری(متوفی ۹۱۰) است؛ زیرامطالب برخی از تعزیه نامه ها شباهتهای فراوانی با مطالب این کتاب دارد.تعزیه نویسها درآغاز کار اشعار تعزیه را در(بیاض) مینوشتند.هردفتر شامل یک یا چند(مجلس)تعزیه بود؛تعزیه مثل نمایشنامه های کلاسیک یونان قدیم دریک پرده نوشته میشد که آن را (مجلس)می نامیدند.تعزیه خوانان معمولاً به تناسب ایام،از جمله دردهه اول محرم،برای هرروز موضوع ومجلس ویژه ای داشتند.این برنامه کمابیش درمناطق مختلف مشابه یکدیگر بود؛مثلا درروز اول،تعزیه حرکت امام حسین(ع)از مدینه و وداع با اهل بیت،و در روزهای دیگر به ترتیب تعزیه مسلم،دو طفلان مسلم،حر،حضرت قاسم،طفلان حضرت فاطمه،حضرت ابوالفضل،حضرت علی اصغر،عاشورا ودر روز یازدهم هم تعزیه اسرای کربلا برگزار میشد.در بعضی نقاط،برای امامزاده های محلی نیز مجالس تعزیه نوشته واجرا میشده است. تعزیه گردانان برای اجرای تعزیه،متن هریک از تعزیه خوانان را درنسخه ای جداگانه مینوشتند.این نسخه ها را (فرد)نیز گفته اند درنسخه های تعزیه، گاه شیوه گفتگو و نحوه ورود وخروج تعزیه خوانان به میدان تعزیه مشخص شده است.کاتبان تعزیه نامه ها معمولانسخه ها را با التماس دعا وطلب فاتحه از تعزیه خوان به پایان می رساندند. همچنین کلمات پایان، تمام، ا تمام،در گوشه ای ازآخرین صفحه نوشته میشد.گاه تعزیه نویس نام خود را بعداز عباراتی چون(کلب آستان علی)(کاتب الحروف)(حرره)(رقم) مینوشت. برخی از محرران نیز مطالبی به یادگار مینوشتند ودیگران را به نگهداری این نسخ ترغیب میکردند. تعزیه نامه ها منظوم بوده واشعار آنها در انواع قالبهای شعری وبیشتر وزنهای عروضی و به ندرت بحرطویل،سروده شده اند.درآغاز، زبان این متون گاه عامیانه ومحاوره ای بود،اما بتدریج ارزش ادبی یافت؛ مثلاشصت مجلس تعزیه راکه نصرالله اصفهانی،متخلص به شهاب،به تشویق امیرکبیر به نظم درآورده، دارای ارزش ادبی است.

موسیقی و ردیف درشبیه خوانی: 

               در تعزیه موسیقی به دو بخش مجزا و مستقل تقسیم می شود موسیقی سازی که ارتباط کمی با متن تعزیه دارد و

 موسیقی آوازی که در زمینه اصلی اجرای تعزیه است.موسیقی آوازی تعزیه از جنبه های گونان ،قابل اهمیت است .ارتباط و کنش متقابل میان آواز در تعزیه و موسیقی ردیف دستگاهی و همچنین مسایلی از قبیل منع مذهبی در گسترش موسیقی ، اهمیت آواز را در تعزیه دو چندان میکند .در واقع موسیقی آوازی تعزیه از سوی مبتنی بر موسیقی آوازی در ردیف دستگاهی است

***((یک صفحه از کتاب مجالس تعزیه))***

صفحه ای از یک نسخه خطی دربند سر تهران که در کتاب مجالس تعزیه ضبط شده است

و از سوی دیگر سبب حفظ و تداوم آن در طول سالیان متمادی شد .از زمان صفویه با تشدید  فضای مذهبی و منع  موسیقی ، گسترش و تکامل تعزیه سبب شد،آواز موسیقی ردیفی ، به تعزیه وارد شده و خود را با آن وفق دهد ،علاوه بر این ، موسیقی آوازی تعزیه ، از موارد دیگری نظیر نقالی ، هم سرایی و نوحه خوانی ، و موسیقی نواحی ایران بهره برده است که به اجمال به هر یک از آنان میپردازیم .در ادوار مختلف نظام پادشاهی ایران، دربا و پایتخت حکومت محل تجمع هنرمندان بوده است.از زمان صفویه به دلیل منع سایر انواع موسیقی ،مراکزی نظیر تبریز، قزوین واصفهان،محل تجمع تعزیه خوانان و راویان آوازهای مذهبی شد.این راویان به دلیل تسلط بردقایق وظرایف آواز،تکنیکها وحالات مختلف آن برای شخصیت پردازی ها درنمایشهای سوگ آور بهره میجستند .شخصیت ها وکاراکترهای مختلف نیز این مکان را فراهم میکرد.در زمان زندیه نیز شیراز،رویکردی این گونه یافت.برخلاف موسیق آوازی وگسترش قابل توجه آن،موسیقی سازی شبیه خوانی (تعزیه)چندان تکامل وگسترش نیافت ودر حد یک نماد تشریفاتی باقیماند.در دوران گذشته،موسیقی سازی شبیه خوانی دراستفاده از سازهای بادی(انواع سرنا و کرنا )وکوبه ای (انواع دهل و نقاره)خلاصه میشد.در زمان قاجار وپس از ورود موزیک نظام وسازهایی مربوط،به تدریج سازهای غربی،جانشین سازهای یاد شده شد.هر چند در دوره ای کوتاه هر دو گروه سازها ، با هم به کار میرفت.ترمپت،ترومبون،کلارینت،سنج،انواع طبل در این اواخر فلوت ابوا ،از رایج ترین سازهای مورد استفاده در تعزیه بوده اند.درکلیه ادورا مذکور،سازها وظیفه اعلام آغاز مراسم ، ربط قسمتهای نمایشی،وایجاد فضا را برعهده داشتند.عدم مشارکت آنها در متن وعدم همراهی با آواز،سبب تغییرشکل وگسترش سازهای  مربوط به تعزیه شد.در واقع حضورسازها،لازم ،اما حاشیه ای بوده است.منع مذهبی دراستفاده ازادوات موسیقی ایرانی حجم صدایی کم و شرایط خاص مجریان موسیقی (موقعیت اجرا )سبب شد تا سازهای ایرانی هرگز به تعزیه راه نیابند،این مسئله خود سبب شدجنبه نمایشی– تشریفاتی،سازهای خبری– نظامی پیشین، افزایش یافته وحجک صدایی وفضا سازی آنها، موقعیت این گونه سازها را در سده های متوالی تثبیت کند ، این رویه هنوز ادامه دارد .از زمان پهلوی اول،با جلوگیری از اجرای تعزیه و منع نمایش های مذهبی بسیاری از سنت های آن به خصوص در زمینه اجرای آوازهای ، رو به اضمحال گذارد .وقفه پیش آمده سبب شد در دوره حاضر، بسیاری ار مجریان تعزیه ، به دلیل عدم آگاهی از رموز و دقایق موسیقی آوازی ، و با تاثیری از موسیقی رسانه ای ، ترانه ها و آوازهای روز و نوعی مصیبت خوانی شبه مداحی – مطربی ، به اجرای تعزیه بپردازند. ((نکته مهم در این مورد آن است که مکاتب مهم آواز در ادوار بعد در این شهرها پدید آمدند وموسیقی دانان این مکاتب را با نام مکاتب آوازی تبریز ، قزوین ، اصفهان و شیراز به رسمیت می شناسند)). مکتب آوازی تهران نیز تحت تاثیر تکیه دولت و تجمع خوانندگان برجسته درآن به وجود آمد.  درواقع بزرگ ترین خوانندگان سده اخیر،تعزیه خوان های برجسته ای بوده اند.سید احمد خان،اقبال آذرو قلی خان شاهی، از جمله کسانی هستند که نمونه های آوازی آنان درصفحه ضبط شده ومی تواند مرجعی برای ارتباط میان آواز در تعزیه و موسیقی ردیف دستگاهی باشد.خواننده بزرگی چون اقلبا آذر،با سبک وتکنیکی ممتاز وحنجره ای رسا وقوی وتحریر های متنوع و پیچیده ،آوازرا ازتعزیه آغازکرده بود وازکودکی درقزوین به دسته های تعزیه وارد شد.((نکته دیگر،حفظ امانت داری ردیف آوازی،توسط تعزیه خوان هاست.دریک دوره نسبتا طولانی،از صفویه تا اواخر عهد قاجار،تعزیه خوانها،مهم ترین راویان ومرجعان  موسیقی آوازی بودند.

(یک صفحه از نسخه خطی که فاصله فردها نیز مشخص شده است از کتاب مجالس تعزیه)

          نقالی و ارتباط آن با شبیه خوانی:

        همانطورکه پیشترگفته شددوشیوه مرسوم نقالی یعنی حماسی و مذهبی، پدیده ای مستقل بودکه به شبیه خوانی(تعزیه)راه یافت. نقل حماسی بیشتر شامل شاهنامه خوانی ونقل مذهبی شامل حمله خوانی وحمزه خوانی بود.نقال با ترکیبی از روایت داستانی،دکلمه آواز وخواندن برخی نغمه ها بصورتی تحکم آمیز،یک حکایت حماسی یا مذهبی را بیان میکرد.در نقل مذهبی،بیان تراژیک وغم انگیز ودرنقل حماسی بیان پرطمطراق وخطابی وجودداشت.شبیه خوانی ازهردو بیان درتکامل خودبهره جست.مظلوم خوان ها(امام خوانها)بیشترازنقل مذهبی ومخالف خوانها (اشقیا)از نقل حماسی بهره گرفتند.هنوزهم میتوان دوروش مشخص نقالی رادرتعزیه تشخیص داد.بیان غمناک آوازی دردستگا های معین موسیقی ایرانی که مظلوم خوانها بکار میبردند،بازمانده نقالی مذهبی است.بیان غلو شده پراز طمطراق و تحرک وشکوه که اشقیا بکار میبردند،بازمانده نقالی حماسی است.

***((اسباب زره پوشی/قرمز،شمر/زرد،حر/در مجلس شهادت حرابن یزید ریاحی علیه الرحمه))***

 شبیه خوانی در گستره ایران:

                        با توجه به مطالب و موارد فوق و تحقیق و مصاحبه با اهل فن، اکثر شبیه خوانان  معروف که دستی برآتش دارندواهل ذوق واهل دل هستند نوعی دسته بندی را برای مجالس شبیه خوانی ازنظرمتن نسخه ها و طریقه اجرا وکم و زیاد شدن اجزای آنهاو یا ترکیب مجالس با یکد یگر تحت عنوان (( زمینه)) مجالس قائلند که با توجه به شواهد و قرائن و دلایلی که بیان میشود تا حدودی به واقعیت نزدیک است،شاید تقسیم بندی دیگری نیزباشد، لازم به ذکر است که دراین تقسیم بندی بیشتر ترتیب و نحوه اجرا وکم وزیاد شدن مطالب و اختلاف انک شعر و متن نسخه ها مطرح است نه چیز دیگر،شاهد مثال خندق کنی در مجلس حضرت ابوالفضل (ع) را برخی نسخه ها دارند و برخی ندارند، یا امام غائب(حضرت امیر(ع)) درهمین مجلس در زمینه ای  نیست،اما در زمینه ای دیگر وجود دارد. یا برخی زمینه ها عروسی قاسم(ع) ندارند وبرخی خیلی مختصر و زمینه ای نیز هم مفصل، یا در زمینه ای  شهادت طفلان زینب (س) را جداگانه یک مجلس و زمینه ای  با  مجلس غلام  ترک  یک مجلس و دیگری آن را با مجلس شهادت حضرت علی اکبر(ع) یک مجلس میدانند و اجرا میکنند.

          براین اساس و با این تقسیم بندی چهار زمینه اصلی وکلی رابرای مجالس شبیه خوانی قائلندکه عبارتنداز:1-زمینه تهران. 2-زمینه قزوین.3-زمینه اصفهان. 4-زمینه تبریز یا همان آذری.ودرنهایت برای هریک زیرمجموعه وتقسیمات جزئی  قائلندکه درنوع خود قابل بررسی و تحقیق و تامل است.

                   از نظر دور نماند که در تمام نقاط ایران وتمام شهرو استانها کمتر یا بیشتر همواره مجالس شبیه خوانی برقرار بوده است و هم اکنون نیز ادامه دارد،از نقاط معروف میتوان به اردکان، یزد، تقرش، دربندسر تهران،اراک،مشهد،اردبیل،مشگین شهر،تبریز،شیراز و... اشاره کرد، اما همانگونه که در بحث موسقی بیان شد، دردو استان قزوین واصفهان  بجهت خدماتی که در حفظ و نگهداری نسخ و ویرایش و پیرایش مجالس  داشته اند و از قدیم الایام به عنوان شهرهای مذهبی ایران معروف بوده اند همواره در ایام سوگواری سید الشهدا و سایر ایام سال شاهد برگزاری این مراسم بوده اند، شبیه خوانی در شهرهایی مثل خوانسار و خمینی شهر و قزوین و تاکستان و ضیاآباد از رونق زیادی برخوردار بوده است.شاهد مثال مراسم سالانه حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) روستای قودجان خوانسار در استان اصفهان که تحت نظارت حضرت آیت اله سید محمد خاتمی بعنوان فینال شبیه خوانی سالانه کشور و با حضور اساتید شبیه خوانی از سراسر ایران مانند استاد حسن برکتی ،استاد رضا مشایخی ،استاد محمدرضایی وحسن گل ختمی و محمود معین و استاد صفاریان،حسن برکتی پور و محمدرضا امینی و محمد حجازی و ... اجرا میگردد شهرت جهانی دارد و نیاز به توضیح ندارد.همینطور مجالس ایام محرم قزوین در سالن شهید بابایی تا 10 هزار نفر مستمع دارد و شبیه خوانهای به نام و کشوری چون رضا مشایخی معروف به ((رضا ورسی)) که مجلس شهادت امام ی که ایشان در سال 1389در حسینیه قودجان خواندند بیش از چهل هزار نفر مستمع داشته است،متولد قزوین بوده و شبیه خوانی را ابتدا از قزوین وتاکستان آغاز کرده است. وهمچنین دیگر فرزندان استان قزوین آقایان اکبر نوروزی مهدی آبادی و غیب اله طاهرخانی و مرحوم حاج احمد رحمانی و برادران حسن و حسین زمانی نوا دگان  مرحوم ((استاد میرزا کرم قزوینی)) واستاد شیپور ایران(( استاد محمد بخشی نیا)) برای تمام  شبیه خوانهای ایران چهره ای آشنا هستند.مراسم شبیه خوانی و بر پایی خیمه و خر گاه و سپس پذیرایی ناهار نذری از کل اهالی در مساجد محل در ظهر عاشورای شهر ضیاآباد از توابع  شهرستان  تاکستان  با حدود 3 تا 4  هزار  نفر مستمع و سابقه پنجاه تا شصت ساله، مثال زدنی است.

                   روشن است که در جای جای کشورعزیز ما ایران در ایام محرم وصفر برنامه های خاص و در نوع خود بی نظیر اجرا میگردد، اما ملاک ما در این مقاله خدمت ماندگاری است که به هنر مذهبی شبیه خوانی شده است. اگر تعریفی صورت گرفته و یا اسم شخص و شهری آمده و یا نیامده است عمدی درکار نبوده لذا استدعا دارد حقیر را عف نموده و جسارتش را بحساب عدم اطلاع بگذارید.و کریمانه تذکر فرمایند تا در اصلاح آن بکوشیم، و از راهنمایی حقیر را محروم نفرمایند. 

    معنی برخی اصطلاحات و رنگها:     

1-شبیه گردان= فرد مسوول گروه پیشکسوت و با تجربه.  2-شبیه خوان=تک تک افراد گروه که بدستور شبیه گردان نسخه ای را اجرا میکند.3-اولیا خوان،امام خوان،موافق خوان=شبیه خوانی که نقش ائمه(ع) را اجرا مینماید.4-شهادت خوان= اولیا خوانی که نقش حضرت عباس(ع)،حضرت علی اکبر(ع)،حضرت مسلم(س) و حضرت قاسم (ع) را اجرا مینماید.5-اشقیا خوان،مخالف خوان= شبیه خوانی که نقش  مخالفین و دشمنان اهل بیت را اجرا میکند. 6-بچه خوان= کودکان خرد سالی که نقش فرزندان ائمه(ع) را اجرا مینمایند مانند حضرت سکینه (س) جناب عبداله(ع) پسر هانی و ...7-زنانه خوان=شبیه خوانی که نقش زنان را با روبند اجرا میکند مانند حضرت  زینب(س) و...8-صحابی  و مردمی خوانها خوشخوان و پیش خوانها=شبیه خوانی که نقشهای میانی را اجرا میکنند و عمدا از اصحاب ائمه (ع) هستند.مانند نقشهای چون قاصد،خطیب، مردم مدینه، زهیز،قصاب، سلطان قیس و وزیر سلطان قیس و ملک و جبرییل و درویش کابلی و کنیزو وزن حارث و... 9- طبال=نوازنده طبل کوچک (دهل) که با مقامهای موسیقی شبیه خوانی آشنایی دارد و در کار خود مهارت کافی دارد.10- شیپور زن= نوازنده شیپور نوعی ساز بادی که همراه و همگام با طبلا و با همان شرایط انجام وظیفه مینماید.11- بانی=کسی که باعث اجرای مجلس شبیه خوانی میگردد ودعوت از شبیه خوانها و تهیه پذیرای مختصر و اطلاع به مستمعان با اوست و با هدفی به قصد قربت این کار را بر عهده میگیرد.  مثلا آمرزش اموات و برآمدن حاجت و... 12- مستمع=افراد عادی که دور تا دور مجلس مینشینند و به مراسم نگاه میکنند.13- سیاهی لشگر=کسانی که فقط لباس شبیه خوانی میپوشند و همراه شبیه خوانهای اصلی وارد میدان میشوند ودر جنگها اندک شرکتی دارند و کلام و نسخه ای را نمیخوانند. 14- رنگ سبز=ویژه اولیا خوانهای مرد  بویژه کسانی که نقش امام و اولاد ائمه(ع) را اجرا میکنند.15-  رنگ آبی= ویژه  افراد  میانی  که نقش صحابه و درجه دو را اجرا مینمایند.16- رنگ سیاه=ویژه زنانه خوانهاست ،لباسی سر تا سری و یک دست مشکی است. 17-رنگ قرمز=ویژه اشقیا خوانهاست مانند شمر و حارث و ...  18-رنگ زرد = شبیه خوانی که سبقه حق بینی و حق پرستی دارد و در نهایت به ائمه(ع) گرویده میشود.مانند جناب حرابن یزید ریاحی (علیه رحمه) و زهیر ابن قین(علیه رحمه) 19-رنگ سفید =ویژه شبیه خوانان میانی مانند قصاب و درویش است و برای کفن شهادت خوانها نیز استفاده میگردد.20-لباسهای زرق و برق دار زری دوزی شده= مخصوص جبرئیل و حوری و ملائک  و در مخالفان  معاویه، قیصر روم ، فرنگی ، یزید  ابن معاویه، عبیداله ابن زیاد و عمر ابن سعد و امرای کفر است.  

     اخلاق شبیه خوانی:

            بدیهی است که هر کار قوانین خاص خود را دارد وهر عقل سلیمی پیروی از قوانین ومقررات اولیه  کاری را که انجام میدهد مد نظر دارد لذا رعایت موارد ذیل برای عزا دار واقعی ائمه(ع)خصوصا  حضرت ابا عبداله(ع)که جهت هدفی والا که همانا رضای خداوند متعال و زنده ماندن دین اسلام به شهادت رسید؛ لازم و مهم مینماید.

مواردی که رعایت آنها زینت افزای مجلس شبیه خوانی وشبیه خوان میگردد:

 1-حتی المقدور با وضو لباس میپوشد.     2-اولیا خوانها با روبند ایفای نقش میکنند. 3 -جهت پرهیز از شبهه و القاء حس شبیه خوانی نسخه بدست میگیرد.  4-نسخه را کاملا روان و حفظ مینماید. 5-ملاک کار او تعداد مستمعین نیست.  6-با خلوص کاملا در خدمت گروه است. 7-گوش و چشم و دل به فرمان شبیه گردان دارد.  8-کوچک وبزرگ بودن نسخه برایش مهم نیست. 9 -حداقل نیم ساعت قبل از آغاز مراسم در محل حاضر میگردد.   10-از شروع  تا پایان مجلس با لباس آماده است. 11-احترام پیشکسوت و بزرگتر از خود را در طول مجلس کاملا رعایت منماید. 12-در نگهداری و حفظ اسباب و وسایل و بهداشت لباسها دقت فراوان دارد. 13-بدون لباس و سر برهنه وارد مجلس نمیگردد.  14-هیچگاه در نسخه ها دست نمیبرد و در نگهداری آن کوشاست. 15-هنگام استفاده از سرویس بهداشتی لباس شخصی خود را میپوشد. 16-از حضور غیر ضروری در مجلس خود داری مینماید. 17-در رخت کن(لباسپوش خانه) سکوت را رعایت میکند. 18-از شوخی و مزاح با اعضا گروه جدأ پرهیز مینماید. 19-پس از  پایان نقش  لباس و اسبابی را که استفاده کرده مرتب و منظم در محل مربوطه  قرار میدهد. 20-به کار خود ایمان و اعتقاد کامل دارد و شآن کار خود را حفظ مینماید.

   سیمای شبیه خوان واقعی:

1-نیتش رضای خداوند متعال است.  2-هدفش  نشر  کرامات  و ذکر  مصائب ائمه علیهم السلام است. 3-به  واجبات  دینی پایبند و  بدان عمل میکند. 4-از ریا و حسد و کینه و کبر  دور  است. 5-اجر  و پاداش  معنوی کارش را  با در خواست  پول  از مستمعین ذایل نمیکند.

ملزومات و شیوه های اجرای تعزیه:

                 چون در تعزیه چهره آرایی(گریم) انجام نمی شد، نقشها را با قیافه و گاه صدای تعزیه خوانان هماهنگ می کردند؛ مثلا امام خوان معمولا خوش صورت بود و ریشی متناسب داشت. برای آنکه تعزیه خوان به نقشی که برعهده گرفته بیشتر شبیه شود، انتخاب نوع لباس و وسایل و ابزار مناسب اهمیت ویژه ای داشت. نوع لباسها و سایر لوازم تعزیه خوانان در شهرها و روستاها و نیز در دوره های گوناگون متفاوت بوده است. این تفاوتها معمولاً به سبب امکانات تعزیه گردانان و تعزیه خوانان، میزان نذورات، سنتها و عادات مردم، و رقابتهای محلی بوده است؛ چنان که در برخی مناطق همه تعزیه خوانان لباس مخصوص نمی پوشیدند. در بعضی جاها نیز برخی کاملاً لباس مخصوص و برخی دیگر فقط عمامه و نقاب می پوشیدند؛ حتی در برخی روستاها، تعزیه اصطلاحاً(نشسته) و بدون حرکت و لباس مخصوص اجرا می شد و تعزیه خوانان به نوبت اشعار خود را به آواز می خواندند. از مجموع پوشش تعزیه خوانان می توان دریافت که لباس اولیا سبز و سیاه و گاه سفید، و لباس اشقیا سرخ بوده است. بنا بر توصیف عبدالله مستوفی، در دوره ناصرالدین شاه شبیه امام حسین علیه السلام معمولا قبای راسته سفید، شال و عمامه سبز، عبای ابریشمی شانه زری سبز یا سرخ می پوشید و در هنگام جنگ، چکمه، و در موقع عادی نعلین زرد به پا می کرد. شبیه های سایر امامان و پیامبران نیز کم و بیش از همین نوع لباس استفاده می کردند. جامه شبیه های زنان پیراهن سیاه بلند بود که تا پشت پا می رسید و پارچه سیاهی بر سر می انداختند و با پارچه سیاه دیگری چهره شان را تا زیرچشم می پوشاندند. بچه خوانها پیراهن عربی بلند و سیاه با سربند می پوشیدند. امرا و بزرگان اشقیا را اغلب با جبه ترمه و عمامه شال رضایی یا شال کشمیری مجسم می کردند. جنگجویان هر دو طرف زره و کلاهخود داشتند. زیر زره، اشقیا قبای سرخ و اولیا قبای سفید می پوشیدند. لباس سرداران اشقیا بیشتر قهوه ای و سرخ بوده و شبیه شمر معمولا لباس کاملا قرمز بر تن داشته و با آستینهای بالازده و دامن قبا بر کمر بسته، ایفای نقش می کرده است. لباس شیطان بیشتر به رنگ سرخ و تمسخرآمیز، لباس دیو، شلیته رنگارنگ خال خال، و لباس شبیه های فرشتگان جبه ترمه بوده است که تاج نیز بر سر می گذاشته اند و برای نشان دادن جنبه ماورایی، تور سفید یا آبی به صورت می افکنده اند. شبیه های ارواح و جنها نیز به همین منظور روبنده های نازک بر چهره می زده اند. آرایه (دکور) صحنه در تعزیه بسیار جزئی بود و وسایل صحنه معمولا جنبه نمادین داشتند؛ مثلا تشتی پر از آب، نماد رود فرات و چند شاخه از یک درخت، نماد نخلستان بوده است. یکی از وسایل جالب توجه مورد استفاده در تعزیه برخی نواحی، شمشیر علی اکبر بود که به آن( فرق) هم می گفتند و آن را طوری می ساختند که هنگام اجرای تعزیه، ظاهرا در فرق سر شبیه فرو می رفت. گاه نیز شبیه پارچه ای سفید را به عنوان کفن به کار می برد. این پارچه ضمن آنکه نماد آمادگی برای شهادت بود و به تماشاگر نشان می داد که به زودی قهرمان تعزیه به قتل خواهد رسید، در برخی تعزیه ها، مانع آغشته شدن لباس شبیه به مایع قرمز رنگی میشدکه به جای خون از آن استفاده میکردند. گاه از اسب و در بعضی مناطق از شتر در تعزیه استفاده میکردند.

       شکل، مراحل ونحو اجرای یک مجلس:

                   گذشته ازمحل اجرا که میتواند حسینیه،مسجد،فضای باز و یا محل مخصوص شبیه خوانی باشد روند اجرایی برای هر مجلسی با اندک تغییراتی از نظر امکانات و تجهیزات به شرح ذیل قابل بیان میباشد. معمولا صحنه اجرای شبیه خوانی را به شکل میدان که در دید تمام مستمعین باشد ترتیب میدهند و در دو طرف آن یک صندلی یا کرسی و منبر با پوشش سبز برای جلوس شبیه امام میگذارندو در طرف مقابل صندلی را با پوشش قرمز برای جلوس فرمانده لشگر مخالف یا فرماندار ساکن در دارالعماره  آماده مینمایند، و معمولا چند نفر از معتمدان میان سال وظیفه برقراری نظم و آرامش در طول مجلس را بر عهده میگیرند، پس از آماده شدن شبیه خوانان با اعلام سخنگوی گروه و دعا برای فرج امام زمان(عج)وختم صلوات توسط مستمعین،طبل وشیپور به صدا درآمده و درحد یک دو دقیقه آهنگ مناسب مجلس را مینوازند،در این هنگام تمام اعضا گروه(موافق و مخالف) وارد صحنه شده و در یک ردیف در مرکز صحنه قرار میگیرند وپیش خوانی آن مجلس را همه باهم دم گیری مینمایند بدین صورت که یکی بندها را میخواند سپس تمام گروه بیت اول را تکرار میکنند که در حدود چهار تا پنج بند بیشتر نیست، پس از پیش خوانی طبل مخالف نواخته میشود و شبیه امام و سایر موافقان در محل خود مسقر میشوند واشقیا میدان را دور زده و روبروی امام قرار میگیرند و پس از عرض سلام وادب با اشعاری مباز میطلبند دو یا سه نفر ابن سعد و شمر و مبارزان دیگر و بعد از آخرین مباز طبل موافق نواخته شده و شبیه امام با نام  و حمدو ثنای خداوند شروع به خواندن میکند ودر ادامه هر یک از شبیه خوانها با اشاره شبیه گردان نقش خود را اجرا مینمایند. تا نفر آخر که نقش خود را تمام میکند امام خوان و یا شبیه گردان با نثار لعنت بر مخالفانی که در آن مجلس نقش داشته اند مجلس را به نوحه خوان و یا فردی از مستمعین ثابت و معتمد که قدرت بیانی دارد میسپارد که او نیز ضمن تشکر از شبیه خوانها برای جمع دعا کرده و مستمعین با آمین او را همراهی میکنند،واکثرا برنامه آینده گروه را با قید زمان ومکان اعلام مینماید و با صلوات بر محمد وآل محمد(ص) به طبال و شیپور اشاره کرده و آنها نیز قطعه پایان مجلس را مینوازند  ومستمعین در صورت دسترسی به شبیه خوانهااز آنها تشکر و آرزوی قبولی توسل مینمایند و محل را ترک میکنند.

 *** ((دو نمای متفاوت از حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) قودجان))***

   چند مطلب قابل تامل در مورد شبیه خوانی:

  1-به همت سازمان میراث فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دفتر یونسکو در تهران  شبیه خوانی در سال  1389 (ه.ش) به عنوان هنر ملی اسلامی ایران در یونسکو به ثبت رسیده است.(روزنامه ایران 29 آبان 1389)                                                                      2- اجرای مراسم سالیانه  شبیه خوانی با قدمت سیصد(300)ساله حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) قودجان و در سال ده روز از اربعین حسینی (ع) تا پایان ماه صفر با حضور گلچینی از شبیه خوانان کشوری به عنوان فینال شبیه خوانی کشوری معروف گردیده است .ومجلس شهادت امام حسین (ع)در سال 1389(ه.ش)در این حسینیه چهل/40/ هزارنفر مستمع داشته است. (نقل از تعزیه سرا)                                                                                                                                 3-در هیچ مناسبتی درکشورهای اسلامی و غیر اسلامی به اندازه عاشورای حسینی (ع) بازتاب مردمی و حضور مردم از  زن ومرد و کوچک درخیابانها و مساجد وحسینیه ها برحسب اعتقاد قلبی اختیار و اراده شخصی وجود ندارد.(نگارنده)                                                                     4-  در مجلس شبیه خوانی  در صحنه های که  شمر، ابن ملجم ،حکم  ابن طفیل ،منغذ مره  به عنوان مخالف و دشمن ائمه (ع)  هنگام  اجرای  نقش گریه می کنند و به واسطه  گریه  خود و  گریاندن حضار مورد  احترام و  تفقد و  تحسین  مستمعین  قرار می گیرند در حالی که در فیلم و نمایش و  تئاتر این امر حسن که نیست بماند بلکه عیب اساسی کار نیز تلقی می گردد. ( به نقل از آقای عنایت بخشی بازیگر سینما تئاتر و تلویزیون )  

      نمونه ای از اشعار شبیه خوانی:

       بحر طویل امام در مجلس شهادت امام حسین(ع)در برابر  لشگریان ابن سعد ملعون

الا  یا  قوم  من جان  محمد  روح  قرآنم                     ولی اله   اعظم   شهریار   ملک   ایمانم

ضعیم و رهنمو و  ناخدای  ملک  توحیدم                     امام  و  پیشوا  و  مقتدای  اهل   ایمانم

نمازم روزه ام حجم قیامم سجده ام رکنم                    صفایم مروه ام سعیم صراطم حشرو نیرانم

پیامبر جد و بابم حیدر ست و مادرم زهرا                     برادر  مجتبی خود  میر  سالار   شهیدانم

 قدرعبدیست دردستم قضا تیغی ست دردستم               فلک آواره کویم  ملک  گهواره  جنبانم

حدید   صافات   مومن   والفجر   الرحمن                   دوخان  از حرف  یاسین  فتح آل  عمرانم

حسین ابن علی باب ونجات  عالم حلقت                    نبی را جان شیرین شیر حق را شیره جانم

گراز  توحید  میگوید  من خود  روح  توحیدم               گر از  قرآن  گواه آرید  من خود  روح  قرآنم

ذبیح اله    ثار اله   عین اله     وجه اله                      چراغ  دین  و  کشتی  نجات  ملک   ایمانم

من از شوق شهادت سینه پیش تیغ بگشودم                وگرنه نیست کس در کل خلقت مرد میدانم

اگر یک حمله آرم همچو باران بر زمین ریزد                سر و  دست  تنتان  از  دم  شمشیر   برانم

گهی رعدم گهی برقم گهی خشم وگهی قهرم            گهی دریای  طوغان و گهی سیل  خروشانم

اگر دریای از لشگر شود این دشت موسی یم               وگر این سرزمین از دیو  گردد من  سلیمانم

من از روز ازل با خالق خود بسته ام عهدی                 که عتشان باشم و آب از لب شمشیر بستانم

خدای  کعبه  و  پیغمبر   او   نیز   می گوید                که  عاشورا ستی   روز  حج  و  عید  قربانم

گر از سم ستوران بشکند هم سینه هم پشتم                بحق دوست هرگز نشکند با دوست پیمانم

اگر شمشیر هاتن کند گشته نیزه بشکسته                    بیاید و کنید  از  چهار جانب  سنگ  بارانم

برایم نامه بنوشتید که تا مهمانتان گشتم                     زمین را  لاله  گون کردید از خون  جوانانم

سرم با خواندن قرآن به نوک نیزه میگوید                    که  حتی  با سر  ببریده  قرآن را  نگهبانم

لبم بر مرگ میخندد ولی چشمم اگر گرید                   بیاد  زینب  و  فردای  زینب  اشگ  ریزانم

       مبارز طلبی شمر در مجلس حضرت عباس(ع):

ای شاه کم سپاه به میدان نظاره کن           ز اهل خیام طاهره یک دم کناره کن

ای صدر اعظم وای نسق هر دو کون           برنظم و عزم لشگر اعظم نظاره کن

نظاره  ای  امیر  نظام ،  نظام  دین              بر نظم این سپاه پیاده و  سواره  کن

خواهی اگر حساب سپاه یزید دون              ای حجت  خدا  حساب از ستاره کن

هستی به ملت ایمان و بدین طبیب            بر  دردهای عابد  بیمار  تو  چاره  کن

نام تو  ثبت کرد  فدای  دبیر  چرخ              بردار  دفتر   دگران   پاره   پاره   کن

که هل مبارز منی حسین تشنه جگر          مبارز   تو   نیامد   بسوی   این   لشگر

           بحر طویل شمر ملعون در مجلس شهادت حضرت عباس (ع)

ای خور چرخ فتوت،              در دریای مروت                 اسد بیشه صولت،                      مددبازوی همت            بنشان خشم ونشین برسر اورنگ جلالت            که من بنده منش چند نصیحت،           کنم از راه قرابت به تو عرض:      ای عباس ای ماه بنی هاشم ای زبده اولادعلی            هیچ دانی که بود مادرت ام البنین                                        ماه جبین،پرده نشین زبده زنهای عرب       کز شرف و رتبه بود از طائفه ما           بشنو از طرف باب مذکای معلای کبارت اسدا...،ولی ا...، خلف آدم وحوا،            شرف یثرب وبطها              توبدان طایفه و قوم امیری و دلیری و بلا شبه وزریری       ز چه رو دامن همت به کمر بر زده ای بهر برادر                مثل غلامان بنمایی سقایی و علمداری                               آخر ای مهتر من حیدر من صفدر من              دیده گشاو بنگر آمده لشگر           زخطا و ختن و چین ،ارومیه و قسطنطنیه، مکه و مصروحلب و شام و ز ایران و ز توران             لشگر چه لشگر همه در دهر پلنگ و همه در بحر نهنگ و                همه چالاک و زرنگ و همه از نسل شیاطین       همه افکنده به رخ چین       همگی دامن همت به کمر برزده اند تا که ببرند  سرسلطان عرب فخر بشر میر امم را                   اگر از جانب ما آمدی ای میر دلاور                                             همه گویم سلامت،               همه گردیم غلامت              بزنیم طبل برایت                 وزنیم سکه بنامت                  تو شوی بر همه لشگر ما سرور وسالار            اما اگر عرض مرا گوش نداری           وسر از بیعت فرزند معاویه بپیچی       چو فردا شود، از مشرق امید نمایان رخ خورشید          جوانان همه کشته،       توهم بی سر و بی دست بیفتی به دل خاک     شود جسم تو صد چاک           رود خیمه و خر گاه به تاراج       که به ارواح معاویه،پسر هند خطا کار          کشم تیغ شرر بارو       کنم قطع ز بن سلسله آل علی را

 (( نسخه شبیه خوانی بخط مرحوم مظفر طاهرخانی-موسس هیات شبیه خوانی مسجد جبار شهرستان تاکستان در سال:1382))

*((عکس 1))*

**((عکس 2))**

***((عکس3))***

    تشکر و امتنان:

              بررسم ادب و بر حسب وظیفه بر خود لازم میدانم از زحمات تک تک  عزیزانی  که اینجانب را را در تهیه این مختصر یاری دادند صمیمانه تشکر نمایم ، لازم به ذکر است سعی نمودم مطالب را مختصر و کاربردی بیان کنم تا چه حد بدین مهم توفیق داشته ام قضاوت با خوانندگان محترم باشد،و از این شاخه به  آن شاخه  پریدن دوری و شکل فعلی  شبیه خوانی مد نظر بوده است ، ضمن اینکه در صحت مطالب و موارد مندرج در این اندک وسواس بسیار داشته ام و خلاصه نوسی را سر لوحه کار قرار دادم وهیچ مطلبی را مستقیما از منابع ذیل الذکر کپی نکرده بلکه با رعایت امانت اکثر مطالب را مجددا بازنویسی و ویرایش نموده ام تا در قالب این اندک بگنجانم، روشن است که در مقوله ای  بدین مهمی و گستردگی  در طول زمان و منابع موجود جای دارد چندین کتاب قطور توسط اساتید فن به رشته تحریر در آید. شایسته است که  از استاد اخلاق شبیه خوانی ایران جناب آقای حسن برکتی و شبیه گردان با تجربه و مخلص جناب آقای غیب اله طاهرخانی که چندین  بار افتخار حضور در محضرشان را نصیب  همکارانم نمودند،واز مساعدتهای مدیر محقق وشبیه شناس وبلاگ (( از هر چمن گلی)) صمیمانه تشکر نمایم. در خاتمه علاوه بر مطلبی که در متن آورده ام ، یک بار دیگر تاکید مینماید که هیچگونه قصد سو و یا نظر خاصی و یا تعریف و تمجید  جانبدارانه ای در بیان مطالب نبوده و اگر نامی از شخصی ،شهری،استانی،مکانی آورده  شده به استناد یافته های حقیر از منابع در دسترس  بوده است ،قطعا اشخاص و شبیه خوانان دیگری در پهنه ایران اسلامی خدمات ارزنده تری به ساحت مقدس ائمه (ع) بخصوص حضرت ابا عبداله الحسین (ع) نموده ومی نمایند،لذا استدعا دارد ضمن عف، حقیر را از تذکرات

 اصلاحی محروم  نفرمایند، وکریمانه تذکر فرمایند تا در اصلاح آن بکوشد وجاودانه خودرا رحین منت عزیزان  بداند.

فرامرز رحمانی

آبان ماه 1390 خورشیدی- تاکستان

 

منابع:الف:کتب                                                                               1-مجالس تعزیه/حسن صالحی/تهران/1380.                        2-از مدینه تا مدینه/دکترجابرعناصری/تهران/1380.             3-فرهنگ معین/دکترمحمد معین/تهران/1382.                     4-منتهی الآمال/شیخ عباس قمی/تهران/1378.                    5- م‍وس‍ی‍ق‍ی‌ م‍ذه‍ب‍ی‌ ای‍ران‌/ م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ م‍س‍ع‍ودی‍ه‌/ت‍ه‍ران‌ / ۱۳۶۷.                                                                            6-نقش‌پوشی در شبیه‌خوانی/محمدحسین ناصربخت/ ت‍ه‍ران‌/ ۱۳۷۹.                                                                        7-ت‍ع‍زی‍ه‌: ن‍م‍ای‍ش‌ م‍ص‍یبت/ ج‍اب‍ر ع‍ن‍اص‍ری‌/ت‍ه‍ران‌/ ۱۳۶۵.

    ب:اینتر نت                                                                                   1-سایت روزنامه رسالت                                   2-وبلاگ حسینیه حضرت ابوالفضل(ع)قودجان                          3-وبلاگ از هر چمن گلی                                4-وبلاگ هیئت تعزیه داران حضرت قاسم ابن الحسن(ع)             5- وبلاگ (آسمان هفتم)                                 6-سایت آفتاب                      7-وبلاگ تعزیه سرا